. رهنمای (دکترین) تشکیلاتی حزبالله
بخش هشتم
دو: «احزاب» پديد آمده و تعريف شده توسط مضافاليههاى مختلف، غير از عنوان «حزبالله»اند و چون عنوان «حزبالله» بسيط است و نه مركب و بر فرض تركيب نيز اين نوع از تركيب موضوعيت طريقى دارد، پس بايد آن عنوان ـ احزاب ـ چه به نحو علىالاطلاق بيان شود و چه به نحو مضاف و غيره ذاتا مذموم باشد به همين دليل است كه در تمامى آيات قرآن عنوان علىالاطلاق «حزب» و «احزاب» مطلقا در موارد مذموم به كار رفته و حزب مضاف به غير الله نيز انحصارا در حزبالشيطان تعريف شده است، بنابراين هر گونه حزبى به جز «حزبالله» را بايد حزبى «بىهویت» دانست ـ در صورت اطلاق و لحاظ حيث لابشرطى ـ يا آنكه در فرض بشرط لایى آن را تحت عنوان حزب الشيطان تعريف كرد و اين چيزى جز نفى تكثر حزب در جامعه شيعى و وحدت مصداقى حزبالله در تمام ايام تاريخ دينى بشر نيست گرچه به ميزان مرزهاى جغرافيایى و زمانى از يك طرف و تصدى مقامات مختلف و ذىمراتب، مراتب نبوى ، علوى ، ولوى و صلوحى، عموميت عام شمول زمانى و عموم بدلى آن افراد در ورا تمامى معيارهاى زمان، مكان، رهبریت و عناصر آن قابل تعريف است.
اصل دوم: اصل دينى بودن مفهوم حزب در حزبالله:
يك: اگر چه برخى اصل «الله» را از اله دانستهاند كه با حذف همزه و افزوده شدن (ال) و ادغام لامها در يكديگر تبديل به الله شده است، ولى همانطور كه صاحب قاموس بدان اصرار دارد، الله عَلَم غيرمشتق است زيرا اگر الله اسمى در مقام ذات كه دال و جامع جميع اوصاف است، مىباشد و اگر ميان اسم و مسمى بايد بهگونهاى تناسب باشد كه اسم تجلى مقام مسمى باشد و اگر باريتعالى «بسيطة الحقيقة كل الأشياء» است و اگر متناسب با واقعیت بساطت وجودى، عدم تركب و اشتقاق واژهاى است پس بايد الله را واژهاى خاص كه نشان از ذات واجبالوجودى بوده و جامع جميع اوصاف است، دانست. با اين بيان روشن مىشود كه:
الف) به جاى اشتقاق «الله» از «اِله»، اين واژه اله است كه از الله بهدست مىآيد دليل آن اين است كه عرب به خاطر اعتقادات غلط خويش كه تصور معبودات متعدد داشته، واژه اله را جعل و آنگاه آن را جمع بسته است «ائنكم لتشهدون مع الله الها آخر» در حالى كه اصل آن ـ الله ـ فرض دوم ندارد ـ قل هو الله احد ـ تا بتوان آن را ـ پس از تصور اصل امكان تعدد ـ جمع كرد. نتايج تشكيلاتى تفكر فوق آن است كه:
يك: حزبالله، به لحاظ مبانى و مدل شكلى اشتقاقپذير از هيچ حزب و گروهى نيست.
دو: حزبالله تعددبردار نيست و يك وجود واحد بسيط امكانى است.
سه: حزبالله، حزبى در عرض ساير احزاب نيست، همانطورى كه الله در عرض ساير «الهه» نيست.
چهار: حزبالله تلخيصبردار نيست، همانطورى كه تجلىبردار در قالب الفاظ ديگر نيز نمىباشد چرا كه الله نيز چنين است.
پنج: امكان تصرفبردارى غلط و جعلى از حزبالله وجود دارد در حالى كه واقعيت حزبالله چيزى غير از برداشتهاى غلط از آن است همانطورى كه اختراع اله از الله امكانپذير بوده است.